سیستم قوی مراقبت­های بهداشتی

Strong care health system

اقتصاد با رشد سریع

Fast-growing economy

تا سال دو هزار

By the year 2000


گروه مستقر در ژنو

The Geneva-based group

با سرعتی

At a pace

در اوایل دهه 1980

In the early 1980s

در مقام مقایسه

As compared with


به درجات مختلف

To varying degrees

بی میلی، بیزاری

Unwillingness

حیاتی، جدی

Crucial

موسسات دینی

Religious institutions

این تراژدی بزرگ

The immense tragedy

رکوردهای جدیدی

New records


پاکت­های تجاری

Business envelopes

کار وقت گیر

Time-consuming task

سیستم­های کامپیوتری چاپ لیزری

Computerized laser-printing systems

استعمال کنندگان مختلف / بیشمار

Numerous users

کشمکش در کرواسی

The conflict in Croatia

اعلام اسقلال

Declaration of independence

آنها (تانک­ها) اتومبیل­ها را له کردند و موانع را شکسته و پشت سر گذاشتند.

They crushed cars and burst through barriers



در صورت وقوع

In the event of

حملات جنگ و گریز

Hit and run attack

برای خسته و فرسوده کردن

To wear down

قطع خطوط تدارکاتی اش

Cut its supply lines

به طور فزاینده اطمینان دارند

Are increasingly confident

------------------------------------------

بازی موش و گربه

The cat-and-mouse game

آسیب پذیر

vulnerable

از شکست نظامی جان سالم به در برد

Survived the military defeat

موقعیت خودش را استحکام بخشیده است

Strengthened his position

------------------------------------------

انتخابات ریاست جمهوری

Presidential elections

تحریم به رهبری امریکا

US-led embargo

کالاهای بسیار ضروری

Much-needed goods

شایعات الهام گرفته از غرب

Western-inspired rumors

حاکمیت / حکومت صدام

Saddam’s authority

این بدان معنا نیست که

This is not to suggest that

جناح مخالف به حد کافی قوی نیست تا او را از حکومت برکنار کند

The opposition is not strong enough to dislodge him

وزارت کشاورزی

The agriculture ministry